|
|
|
|
|
... در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر کوچه گفت: نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید.
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم. بی آنکه خدایی داشته باشم... سهراب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:4 توسط متولد بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بهار
یک نقطه دارد آن هم نقطه ی آغاز است ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 8:54 توسط متولد بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
اکنون جمجمه ات
عریان بر آن همه تلاش و تکاپوی بی حاصل فیلسوفانه لبخند می زند. به حماقتی که تو از وحشت مرگ بدان تن در دادی. به زیستن با غلی بر پای و غلاده ای بر گردن. شاملو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 17:1 توسط متولد بهار
|
|
||